ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

657

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

دهد . يحياوى او را گرفته حبس كرد . خبر به الملك الكامل شعبان رسيد . لشكر به شام فرستاد و حاجى و امير حسين را در قلعه به بند كشيد . امراى مصر تصميم به شورش گرفتند و سوار شده با ايدمر الحجازى و اقسنقر الناصرى و ارغون شاه به قبة النصر تاختند . الملك الكامل با موالى خود و ارغون العلائي نايبش سوار شده به مقابله رفت . زد و خوردى درگرفت و ارغون العلائي كشته شد . الملك الكامل شكست خورده به قلعه بازگرديد و از در مخفى داخل شد و به طرف زندان برادرانش رفت كه آن دو را بكشد . خادمان راه بر او گرفتند و درها را بستند . الملك الكامل رفت كه ذخاير قلعه را بردارد و ببرد ولى امرا بر او سبقت گرفتند و به قلعه داخل شدند و نزد حاجى بن الملك الناصر رفتند و بند از او برداشتند و بياوردند و با او بيعت كردند و الملك المظفر لقب دادند . الملك الكامل شعبان در اين ميان ناپديد شد . كنيزان او را به مرگ تهديد كردند مخفيگاه او را نشان دادند . او را گرفتند و به جاى امير حاجى در دهيشه بند بر نهادند و روز دوم او را كشتند و امير حسين نيز آزاد گرديد . زمام كارهاى الملك المظفر حاجى ، در دست ارغون شاه الحجازى بود . در دولت او طقتمر الاحمدى نيابت حلب يافت و الصلاحى نيابت حمص . آنگاه همهء موالى الملك الكامل شعبان را زندانى كرد . صندوقى از بيت المال بيرون آورد كه مىگفتند صندوق جادوست . آن را در برابر اميران بسوخت . الملك المظفر حاجى نيز چون برادرش راه خودكامگى در پيش گرفت . حجازى و ناصرى را بگرفت و در روز چهلم فرمانرواييش بكشت . همچنين ارغون شاه را تا دور نگهدارد نيابت صفد داد . بيدمر [ 1 ] البدرى را به جاى طقتمر الاحمدى نيابت حلب داد و ارطاى را نيابت امور حجاج ارزانى داشت و همچنان در استبداد پاى مىفشرد . اين امر سبب بيمناك شدن امراى مصر شد و چنان نهادند كه بناگاه او را فرو گيرند . اين خبر به او رسيد . فرمان داد موالى او سوار شوند و در قلعه بگردند و امرا را ندا دهند كه فردا به قصر حاضر شوند . هر كس را كه متهم به مخالفت بود در آن روز بگرفت . ديگران فرار كردند . فراريان را نيز در شهر گرفتند و همه را در بند كشيدند و از همان شب شروع به كشتنشان كردند . بعضى از آنها به شام گريخته بودند . آنها را نيز در راه يافتند و كشتند . روز ديگر پانزده تن ديگر را به جاى ايشان نصب نمود . چون خبر قتل امرا به دمشق رسيد يحياوى به حيله و خدعه متوسل شد و جمعى از امرا را دستگير كرد . سلطان الملك الناصر امير جيبغاوى را كه از خواص او بود به شام فرستاده

--> [ ( 1 ) ] متن : تدمر البدرى .